ماهیت و تفاوت با رویکرد سنتی
حسابرسی مبتنی بر ریسک، عمیقتر از یک برنامهریزی متفاوت است؛ این رویکرد، نگاهی کاملاً نو به هدف حسابرسی است. در این روش، حسابرس با درک این موضوع که همه ریسکها به یک اندازه مهم نیستند و همه کنترلها سزاوار توجه یکسان نیستند، فعالیتهای خود را اولویتبندی میکند.
چارچوب و استانداردهای حاکم
استقرار این روش مبتنی بر چارچوبهای استاندارد و الزامات حرفهای است. در حسابرسی داخلی، مؤسسه حسابرسان داخلی (IIA)، این روش را به عنوان رویکردی تعریف میکند که حسابرسی داخلی را به چارچوب مدیریت ریسک کلی سازمان پیوند میزند.
در حسابرسی مستقل صورتهای مالی، استانداردهای بینالمللی حسابرسی (ISA) بهویژه استاندارد ISA 315 (بازبینیشده)، دقیقاً بر همین اصل استوار هستند. این استاندارد، حسابرسان را ملزم به طراحی و اجرای رویههای ارزیابی ریسک برای شناسایی و ارزیابی ریسکهای تحریف بااهمیت در سطح صورتهای مالی و سطح ادعاها میکند تا مبنایی برای طراحی پاسخهای مناسب فراهم آید. این رویکرد در استانداردهای حرفهای دیگر مانند استانداردهای کیفیت AICPA و PCAOB نیز به عنوان یک تغییر بنیادین و یک الزام برای ارتقای کیفیت حسابرسی مورد تأکید قرار گرفته است.
گامهای کلیدی در اجرای روش مبتنی بر ریسک
اجرای موفق این روش، از یک جریان منطقی پیروی میکند:
۱. برنامهریزی و شناسایی ریسک: این مرحله با درک عمیق از اهداف استراتژیک سازمان آغاز میشود. حسابرس باید بداند سازمان در چه مسیری حرکت میکند و چه عواملی میتوانند مانع دستیابی به آن اهداف شوند. این کار مستلزم بررسی محیط کسبوکار، ساختار عملیاتی، الزامات گزارشگری مالی و محیط نظارتی است.
۲. ارزیابی و اولویتبندی ریسکها: پس از شناسایی، هر ریسک از دو بعد «احتمال وقوع» و «شدت تأثیر» بر اهداف سازمان، مورد ارزیابی قرار میگیرد. حاصل این ارزیابی، رتبهبندی ریسکها از بالا به پایین است که مشخص میکند کدام حوزهها باید در اولویت کار حسابرسی قرار گیرند.
۳. ارزیابی کنترلهای داخلی: در این گام، حسابرس به سراغ کنترلهایی میرود که برای کاهش ریسکهای شناساییشده در اولویت اول طراحی شدهاند و کارایی آنها را ارزیابی میکند. هدف یافتن پاسخی برای این سوال است که آیا این کنترلها واقعاً میتوانند از وقوع ریسک جلوگیری کنند یا آن را به موقع کشف نمایند؟
۴. انجام آزمونهای حسابرسی (کار میدانی): آزمونها، قلب فرایند حسابرسی هستند. ماهیت، زمانبندی و وسعت این آزمونها مستقیماً از ارزیابی ریسک انجامشده در مراحل قبل نشأت میگیرد. حوزههای با ریسک بالا، آزمونهای عمیقتر و گستردهتری دریافت میکنند.
۵. نتیجهگیری و گزارشدهی: در این مرحله، تمام یافتههای مراحل قبل جمعبندی شده و به یک خروجی منسجم تبدیل میشوند. یک گزارش مبتنی بر ریسک، صرفاً لیستی از مشکلات نیست، بلکه یافتهها را به ریسکهای تعریفشده و در نهایت به تأثیر آنها بر اهداف استراتژیک پیوند میزند و بر اساس اهمیت، اولویتبندی میکند.
جمعبندی
حسابرسی مبتنی بر ریسک، با جایگزین کردن اولویتبندی به جای پوشش کامل، قضاوت حرفهای به جای چکلیستهای صرف، و بینشهای معنادار به جای یافتههای منفرد، تحولی بنیادین در کیفیت و ارزشآفرینی حسابرسی ایجاد کرده است. این روش که به یک الزام در استانداردهای حرفهای تبدیل شده، حسابرسان را به مشاورانی راهبردی تبدیل میکند که سازمان را در مسیر مدیریت مؤثر ریسکها و دستیابی به اهداف خود یاری میرسانند.